آموزش کامل بازاریابی تلفنی

آموزش کامل بازاریابی تلفنی + 10 روش و تکنیک تله مارکتینگ

بازاریابی تلفنی یکی از قدیمی‌ترین روش‌های فروش است؛ اما هنوز هم در سال 2026 یکی از موثرترین، کم‌هزینه‌ترین و مستقیم‌ترین روش‌هایی است که شرکت‌ها برای ارتباط با مشتریان خود به کار می‌گیرند. 

برخلاف ایمیل یا پیامک که به راحتی نادیده گرفته می‌شوند، یک تماس تلفنی اگر به‌درستی انجام شود، ارتباطی انسانی برقرار می‌کند و این فرصت را به فروشنده می‌دهد که در لحظه، نیازها و دغدغه‌های مخاطب را بفهمد و پاسخ دهد. اما بازاریابی تلفنی وقتی ارزشمند خواهد بود که راه و چاه آن را بدانید…

 

بازاریابی تلفنی (Telemarketing) چیست؟ 

بازاریابی تلفنی به معنای استفاده از تماس‌های تلفنی برای تبلیغ، فروش و معرفی محصول است. این روش نوعی ارتباط مستقیم با مخاطب محسوب می‌شود که در آن فروشنده یا نمایندۀ شرکت با مشتری بالقوه تماس می‌گیرد تا تعامل ایجاد کند و به اهداف کسب‌وکارش برسد.

بازاریابی تلفنی چند نوع اصلی دارد:

  • تماس سرد (Cold Calling): تماس با مشتریانی که قبلا با شرکت رابطه‌ای نداشته‌اند. این تماس اگرچه چالش‌برانگیز است، اما اگر به‌درستی اجرا شود خیلی می‌تواند موثر باشد. 
  • تماس گرم (Warm Calling): تماس با افرادی که قبلاً تمایل یا اطلاعاتی از خود نشان داده‌اند، مثل کسانی که فرم درخواست پر کرده‌اند یا در سایت ثبت‌نام کرده‌اند. 
  • بازاریابی تلفنیِ ورودی (Inbound Telemarketing): پاسخ به تماس‌های ورودی مشتریان برای فروش یا پشتیبانی. 
  • بازاریابی خروجی (Outbound Telemarketing): تماس فعال فروشنده به مشتریان برای ارائه پیشنهاد یا جلب علاقه که معمول‌ترین نوع در تله‌مارکتینگ است. 

 

تفاوت تله‌مارکتینگ با فروش تلفنی سنتی

خیلی از افراد فکر می‌کنند «فروش تلفنی» و «تله‌مارکتینگ» یکی هستند، اما این دو، تفاوت‌های مهمی دارند. فروش تلفنی سنتی اغلب به معنای تماس سرد مستقیم با هدف فروش سریع است. محصول‌محور است و کم‌تر توجهی نیاز واقعی مشتری دارد.

اما تله‌مارکتینگ حرفه‌ای فراتر از فروش صرف است و روی ارتباط عمیق و دادنِ حس ارزشمندبودن به مخاطب تمرکز دارد. در واقع تله مارکتینگ به دنبال ساختن رابطه، کشف نیاز مشتری، پرورش سرنخ و تبدیل آن به مشتریِ وفادار است.

از طرفی در بحث تله مارکتینگ ما مفاهیمی مثل «استفاده از استراتژی»، «داده» و «آنالیز» را داریم که همگی برای بهینه‌سازی تماس‌ها اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند. این روشِ مدرن معمولاً با ابزارهای حرفه‌ای مثل تلفن ابری انجام می‌شود.

 

 بازاریابی تلفنی

مزایا و معایب بازاریابی تلفنی برای کسب‌وکارها

بازاریابی تلفنی مثل هر ابزار قدرتمند دیگری، اگر درست استفاده شود فوق‌العاده جواب می‌دهد و اگر نادرست اجرا شود، می‌تواند به برند شما آسیب بزند. شناخت دقیق مزایا و معایب این فرایند به شما کمک می‌کند آگاهانه تصمیم بگیریم و اشتباهات رایج دیگران را تکرار نکنید.

مزایای بازاریابی تلفنی برای کسب‌وکارها

  1. ارتباط انسانی و زنده

برخلاف ایمیل یا پیامک، تماس تلفنی امکان گفت‌وگوی دوطرفه و واقعی را فراهم می‌کند. لحن صدا، مکث‌ها و واکنش‌های مشتری اطلاعاتی به شما می‌دهد که هیچ ابزار دیجیتالی نمی‌تواند جایگزینش شود.

  1. دریافت بازخورد لحظه‌ای

در همان چند دقیقه تماس می‌توانید بفهمید:

  • مشتری واقعاً چه می‌خواهد.
  • چه چیزی برایش مهم است.
  • چه مانعی جلوی خریدش قرار دارد.

این اطلاعات برای فروش، بازاریابی و حتی توسعه محصول مثل طلاست.

  1. نرخ تبدیل بالاتر (در صورت اجرای اصولی)

در تماس‌های گرم و هدفمند، نرخ تبدیل تله‌مارکتینگ می‌تواند چند برابر ایمیل مارکتینگ یا تبلیغات کلیکی باشد؛ مخصوصاً در فروش خدمات، فروش B2B و محصولاتی با تصمیم‌گیری پیچیده.

  1. انعطاف‌پذیری بالا

هر لحظه می‌توانید اسکریپت تماس را اصلاح کنید، رویکردتان را تغییر دهید و حتی پیشنهاد فروش را در لحظه با توجه به واکنش مشتری تنظیم کنید.

معایب و چالش‌های بازاریابی تلفنی برای کسب‌وکارها

  1. حساسیت بالای مخاطب

اگر تماس شما بدون هدف، بدون آمادگی یا در زمان نامناسب انجام شود، خیلی سریع حس «مزاحمت» ایجاد می‌کند.

  1. نیاز به نیروی انسانی آموزش‌دیده

تله‌مارکتینگ موفق با اپراتور یا فروشندۀ آماتور نتیجه نمی‌دهد. آموزش، تمرین و پایش مستمر ضروری است.

  1. احتمال آسیب به برند در صورت اجرای غلط

تماس‌های پرتعداد، اسکریپت‌های کلیشه‌ای و فشار برای فروش می‌تواند تصویر برند شما را تخریب کند.

 

پیش‌نیازهای موفقیت در بازاریابی تلفنی (زیرساخت، ابزار و منابع انسانی)

قبل از اینکه حتی یک تماس با مشتری بگیرید، باید یک سؤال مهم از خودتان بپرسید:

«آیا سیستم و زیرساخت شرکت ما برای بازاریابی تلفنی آماده است؟»

موفقیت در تله‌مارکتینگ فقط به خوب حرف‌زدن پشت تلفن نیست؛ بلکه به یک زیرساخت درست هم نیاز دارد. زیرساخت‌های فنی لازم برای تله‌مارکتینگ عبارتند از:

  • خط تلفن پایدار و حرفه‌ای VoIP
  • مرکز تماس 
  • امکان ضبط مکالمات برای تحلیل و آموزش
  • کیفیت صدای بالا (نکته‌ای که خیلی دست‌کم گرفته می‌شود)
  • نرم افزار CRM برای ثبت اطلاعات مشتری، پیگیری تماس‌ها و جلوگیری از تماس‌های تکراری
  • ابزار شماره‌گیری خودکار یا نیمه‌خودکار
  • داشبورد گزارش‌گیری برای بررسی عملکرد تیم

منابع انسانی؛ مهم‌ترین بخش ماجرا!

فروشندۀ تلفنی خوب کسی نیست که فقط خوب حرف بزند؛ بلکه کسی است که:

  • گوش دادن بلد باشد.
  • سوال درست بپرسد.
  • فشار نیاورد.
  • بلد باشد مکالمه را مدیریت کند.

آموزش مداوم، تمرین سناریوها و بررسی مکالمات واقعی، تفاوت تیم حرفه‌ای و تیم معمولی را مشخص می‌کند.

 

روانشناسی ارتباط در بازاریابی تلفنی

برای موفقیت در فروش تلفنی باید روانشناسی هم بلد باشید. مردم از کسی خرید می‌کنند که درکشان کند و به‌شان احترام بگذارد. چند اصل مهم روانشناسی وجود دارد که حتماً باید در بازاریابی تلفنی آن را به کار بگیرید: که نباید نادیده بگیرید:

اصل اول: شروع تماس همانا و شکل‌گیری قضاوت همانا!

مخاطب در ۵ تا ۱۰ ثانیه اول تصمیم می‌گیرد که با شما ادامه بدهد یا نه. لحن آرام، معرفی کوتاه و شفاف و احترام به زمان مخاطب، در این مرحله فوق‌العاده حیاتی است.

اصل دوم: سوال بهتر از توضیح است.

به‌جای توضیح‌های طولانی از مشتری سوال بپرسید:

  • «الان بزرگ‌ترین چالش شما در این زمینه چیه؟»
  • «تا حالا از چه راه‌حلی استفاده کرده‌اید؟»

سوال درست، هم اعتماد می‌سازد هم مسیر فروش را هموار می‌کند.

اصل سوم: یادتان باشد مردم از فشار فرار می‌کنند.

اصرار کردن، قطع حرف مشتری یا عجله برای بستن فروش به هر قیمتی، مکالمه را نابود می‌کند. گاهی عقب رفتن در مکالمه، بهترین راه برای جلو رفتن در معامله است.

اصل چهارم: شنیده شدن مهم‌تر از قانع شدن است.

وقتی مشتری احساس کند واقعاً شنیده می‌شود، مقاومتش به‌طور طبیعی کمتر می‌شود. یک نکتۀ طلایی: تماس خوب، مکالمه‌ای است که در آن مشتری بیشتر از شما حرف می‌زند.

آموزش کامل بازاریابی تلفنی

مراحل استاندارد یک تماس فروش موفق (از شروع تا بستن معامله)

هیچوقت یک تماس فروش موفق، به شکل تصادفی اتفاق نمی‌افتد. پشت هر تماس خوب، یک ساختار مشخص وجود دارد؛ حتی اگر این ساختار خیلی طبیعی و زیرپوستی اجرا شود.

مرحله 1: شروعِ حرفه‌ای و احترام به زمان مخاطب

هدف از این مرحله گرفتن اجازه برای ادامه مکالمه است. مثلاً این شروع می‌تواند مناسب باشد:

«سلام، [نام شما] هستم از [شرکت شما]. تماس گرفتم خیلی کوتاه یک سوال ازتون بپرسم، اگر زمان مناسبی هست خوشحال می‌شم ادامه بدیم.»

اگر مخاطب گفت الان وقت ندارد، تماس را به زمان مناسب‌تری منتقل کنید. اصرار در این مرحله، کل تماس شما را می‌سوزاند.

مرحله 2: ایجاد ارتباط و فضای امن

در این مرحله قرار نیست چیزی بفروشید. قرار است این حس را منتقل کنید که من اینجا هستم تا بفهمم، نه اینکه به شما فشار بیارم. یک جمله ساده درباره دلیل تماس + یک سوال باز، کافی است.

مرحله 3: کشف نیاز (مهم‌ترین بخش تماس)

اینجا جایی است که فروشنده‌های حرفه‌ای از آماتور جدا می‌شوند. سوال‌هایی مثل موارد زیر می‌توانند سرنخ‌های خوبی به شما بدهند.

  • «الان بزرگ‌ترین چالش شما در این حوزه چیه؟»
  • «چی باعث شده دنبال راه‌حل جدید باشید؟»

اگر این مرحله را درست انجام ندهید، ادامه تماس بی‌فایده است.

مرحله 4: ارائه راه‌حل متناسب با نیاز

اینجا قرار نیست محصول را به شکل کامل معرفی کنید. اول مشکل مشتری را دوباره ذکر کنید، راه‌حل خود را بگویید و نتیجه‌ای که قرار است مشتری بگیرد را گوشزد کنید. همین.

مرحله 5: جمع‌بندی و گام بعدی

بستن فروش همیشه به این معنی نیست که مشتری همین الان باید پول بپردازد. گاهی گام بعدی این است که از او بخواهید اطلاعاتش را ارسال کند یا برای تماس پیگیری هماهنگ کنید. تماسی موفق است که قدم بعدی‌اش مشخص باشد.

 

اسکریپت‌نویسی حرفه‌ای در تله‌مارکتینگ؛ چه بگوییم و چه نگوییم؟

یکی از رایج‌ترین سوءتفاهم‌ها در بازاریابی تلفنی این است که افراد اسکریپت را با «متن حفظی» اشتباه می‌گیرند. خیلی‌ها فکر می‌کنند اسکریپت یعنی چند جمله ثابت که فروشنده باید عیناً آن‌ها را تکرار کند. در حالی‌ که اسکریپت حرفه‌ای اصلاً برای حفظ کردن نوشته نمی‌شود. اسکریپت خوب، نقشه مسیر مکالمه است؛ نه چند دیالوگ از پیش‌تعیین‌شده.

در واقع اسکریپت قرار است به فروشنده کمک کند بداند تماس را از کجا شروع کند، چگونه گفت‌وگو را جلو ببرد، در چه نقطه‌ای سوال بپرسد و چطور مکالمه را به یک نتیجه مشخص برساند. بدون اینکه گفت‌وگو حالت مصنوعی یا ماشینی پیدا کند.

 

یک اسکریپت استاندارد چند ویژگی مهم دارد…

اول از همه انعطاف‌پذیر است؛ یعنی فروشنده می‌تواند متناسب با واکنش مشتری، مسیر مکالمه را کمی تغییر دهد. دوم اینکه لحن آن محاوره‌ایِ رسمی است؛ نه بیش از حد خشک و اداری، نه بیش از حد خودمانی و غیرحرفه‌ای. 

مهم‌تر از همه، اسکریپت خوب فضا را برای سوال پرسیدن باز می‌گذارد و تمرکزش روی کشف نیاز مشتری است، نه معرفیِ یک‌طرفه‌ی محصول.

از نظر ساختار، اسکریپت معمولاً از چند بخش به‌هم‌پیوسته تشکیل می‌شود:

  • شروع تماس که باید کوتاه، محترمانه و شفاف باشد.
  • سپس سوال‌هایی که به فروشنده کمک می‌کند نیاز واقعی مشتری را بفهمد.
  • بعد از آن، پاسخ‌های پیشنهادی برای اعتراضات رایجی که احتمالاً در مکالمه پیش می‌آیند.
  • و در نهایت، جمع‌بندی تماس و مشخص کردن گام بعدی، مثل ارسال اطلاعات، هماهنگی جلسه یا تماس پیگیری.

نکته مهم اینجاست که اسکریپت خوب فروشنده را محدود نمی‌کند؛ برعکس، باعث می‌شود راحت‌تر صحبت کند، مسیر مکالمه را گم نکند و اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته باشد.

 

مدیریت اعتراضات و پاسخ به «نه»‌های مشتری در تماس تلفنی

در بازاریابی تلفنی، «نه» شنیدن نه‌تنها عجیب نیست، بلکه کاملاً طبیعی است. نکته مهم اینجاست که اعتراض را نباید دشمنِ فروش بدانیم. در واقع، اعتراض اغلب نشانه‌ای از درگیریِ ذهنی مشتری با پیشنهاد شماست. مشتری‌ای که کاملاً بی‌تفاوت باشد، معمولاً حتی وارد بحث هم نمی‌شود. نه می‌پرسد، نه مخالفت می‌کند و نه توضیح می‌خواهد. 

بخش مهمی از موفقیت در تله‌مارکتینگ به این برمی‌گردد که فروشنده بداند با اعتراض‌ها چگونه برخورد کند. نه با دفاع کردن، نه با اصرار، بلکه با مدیریت درست گفت‌وگو.

 

چطور گفت‌وگو را مدیریت کنیم؟!

برای مثال، یکی از رایج‌ترین اعتراض‌ها این است که مشتری می‌گوید: «الان وقت ندارم». واکنش اشتباه در این شرایط، ادامه دادن توضیح یا تلاش برای متقاعد کردن فوری است. 

برخورد حرفه‌ای این است که به زمان مخاطب احترام گذاشته شود و مکالمه به زمان مناسب‌تری منتقل شود. یک جملۀ ساده مثل اینکه «کاملاً قابل درکه، چه زمانی برای تماس مناسب‌تره؟» معمولاً روند ادامۀ تماس را حفظ می‌کند.

اعتراض دیگری که معمولاً زیاد شنیده می‌شود، اعتراض به «قیمت بالا» است. در بیشتر موارد، این جمله به این معنا نیست که مشتری واقعاً توان پرداخت ندارد، بلکه یعنی ارزشِ پیشنهادی هنوز برایش شفاف نشده. 

به‌جای دفاع یا توجیه قیمت، بهتر است با سوال مسیر گفتگو را جلو ببرید. مثلاً بپرسید مشتری محصول شما را دارد با چه گزینه‌ای مقایسه می‌کند؟ یا اینکه برایش قیمت مهم‌تر است یا نتیجه‌ای که می‌گیرد؟ این سوال‌ها کمک می‌کند گفت‌وگو از حالت تقابل خارج شود.

 

10 تکنیک مؤثر تله‌مارکتینگ برای افزایش نرخ تبدیل

اگر بخواهیم بازاریابی تلفنی را به‌صورت حرفه‌ای اجرا کنیم، صرفاً دانستن اصولی که تا حالا گفتیم کافی نیست. این نحوۀ اجراست که نتیجه را می‌سازد. تکنیک‌هایی که در ادامه می‌آیند، حاصل تجربه تیم‌های فروش حرفه‌ای در حوزه‌های مختلف B2B و B2C هستند و در عمل امتحان خودشان را پس داده‌اند.

  1. اولین و شاید مهم‌ترین نکته این است که هر تماس باید هدف مشخصی داشته باشد. تماس گرفتن صرفاً برای «تماس گرفتن» یا بیش از حد طولانی می‌شود یا بدون نتیجه تمام می‌شود. قبل از هر تماس باید مشخص باشد قرار است به چه نقطه‌ای برسید.
  2. زمان‌بندی تماس هم نقش بسیار مهمی دارد. همه «نه»‌ها واقعی نیستند؛ خیلی وقت‌ها مشتری فقط به این دلیل نه می‌گوید که تماس در زمان نامناسب انجام شده است. بررسی داده‌ها معمولاً نشان می‌دهد بعضی ساعات یا بعضی روزها نرخ پاسخ‌گویی و تعامل به‌مراتب بالاتری دارند. 
  3. شخصی‌سازی مکالمه، حتی در تماس‌های سرد، یکی دیگر از عوامل کلیدی موفقیت است. وقتی فروشنده از نام مخاطب استفاده می‌کند یا به صنعت و موقعیت او اشاره‌ای کوتاه دارد، تماس از حالت ماشینی خارج می‌شود. بیشتر آدم‌ها دوست دارند حس کنند انتخاب شده‌اند، نه اینکه صرفاً یکی از صدها شماره باشند.
  4. در طول تماس، تمرکز باید روی مشکل مشتری باشد، نه فقط روی معرفی محصول. مشتری‌ها محصول نمی‌خرند؛ راه‌حل می‌خرند. وقتی مشکل مشتری به‌درستی شناسایی شود، معرفی راه‌حل کاملاً طبیعی و پذیرفتنی جلوه می‌کند.
  5. یکی از ساده‌ترین اما مؤثرترین تکنیک های بازاریابی تلفنی این است که فروشنده کمتر حرف بزند و بیشتر گوش بدهد. هرچه سهم صحبت مشتری در مکالمه بیشتر باشد، احتمال فروش هم بالاتر می‌رود. 
  6. استفاده از مکث آگاهانه بعد از سوال‌ها یا پیشنهادهای مهم می‌تواند خیلی تأثیرگذار باشد. گاهی تصمیم مشتری دقیقاً در همان چند ثانیه سکوت شکل می‌گیرد.
  7. نکته بعدی این است که فروش را نباید همیشه یک‌مرحله‌ای دید. همه تماس‌ها قرار نیست به فروش نهایی ختم شوند. در خیلی از موارد، هدف از تماس شما فقط گرفتن اجازه برای تماس بعدی است! همین.   
  8. ثبت دقیق اطلاعات هر تماس هم اهمیت زیادی دارد. هیچ چیز برای مشتری آزاردهنده‌تر از این نیست که احساس کند صحبت‌های قبلی‌اش فراموش شده است. یادداشت دغدغه‌ها، اعتراض‌ها و توافق‌های قبلی، پایه یک پیگیری حرفه‌ای است. اینجا استفاده از سرویس تلفن ابری کمک زیادی به شما خواهد کرد.
  9. پیگیری موفق، ادامۀ طبیعیِ گفت‌وگوی قبلی است. وقتی پیگیری درست انجام شود، مشتری احساس فشار نمی‌کند، بلکه حس می‌کند مکالمه قبلی واقعاً جدی گرفته شده است.
  10. در نهایت این را هم بگوییم که تماس‌های ناموفق را نباید شکست تلقی کرد. هر تماس ناموفق یک منبع اطلاعات بزرگ است. تحلیل این تماس‌ها به شما کمک می‌کند اسکریپت‌ها، زمان‌بندی تماس و رویکرد کلی تیم فروش به‌مرور بهینه شود و نرخ تبدیل بیشتر شود.

 بازاریابی تلفنی

شاخص‌ها و معیارهای سنجش عملکرد در تله‌مارکتینگ (KPIها)

اگر فرایند بازاریابی تلفنی را اندازه‌گیری نکنید، عملاً نمی‌دانید در مسیر درستی حرکت می‌کنید یا فقط و فقط دارید تماس می‌گیرید. تله‌مارکتینگ بدون شاخص‌های ارزیابی، خیلی زود به کاری تکراری و فرسایشی تبدیل می‌شود که نه مدیر شرکت تصویر روشنی از عملکرد تیمش دارد و نه تیم فروش می‌داند چطور باید عمل کند. اینجاست که KPIها وارد بازی می‌شوند…

  • یکی از اولین شاخص‌هایی که باید بررسی شود، “نرخ پاسخ‌گویی تماس‌ها”ست؛ یعنی چند درصد تماس‌ها واقعاً پاسخ داده می‌شوند. اگر این عدد پایین باشد، باید سراغ عواملی مثل زمان تماس، کیفیت لیست مخاطبان یا حتی وضعیت خطوط تلفن رفت. 
  • پس از آن، “نرخ تبدیل تماس به سرنخ واقعی” اهمیت پیدا می‌کند. این شاخص نشان می‌دهد از تماس‌هایی که پاسخ داده شده‌اند، چند درصد به مکالمه‌ای هدفمند و قابل پیگیری تبدیل شده‌اند. اگر این عدد رضایت‌بخش نیست، معمولاً باید اسکریپت تماس یا مهارت فروشنده در پرسیدن سؤال‌های درست را بازبینی کرد.
  • شاخص بعدی، “نرخ تبدیل سرنخ به فروش” است. اگر تعداد سرنخ‌ها بالا باشد اما فروش نهایی اتفاق نیفتد، معمولاً یا نیاز مشتری به‌درستی تشخیص داده نشده یا فرآیند پیگیری ضعیف بوده است.  
  • “میانگین مدت زمان تماس” هم یکی دیگر از شاخص‌های مهم است. تماس‌های خیلی کوتاه معمولاً نشانه این هستند که ارتباط مؤثری شکل نگرفته؛ و تماس‌های بیش از حد طولانی می‌توانند از خستگی مخاطب یا مدیریت نادرست مکالمه خبر بدهند.  
  • در نهایت، “نرخ پیگیری موفق” را داریم نشان می‌دهد تیم فروش چقدر منسجم و منظم عمل می‌کند. اینکه چند درصد تماس‌های پیگیری به نتیجه می‌رسند، به‌خوبی مشخص می‌کند آیا اطلاعات تماس‌ها به‌درستی ثبت شده و مکالمه‌ها ادامه منطقی دارند یا نه.

نکته کلیدی در استفاده از KPIها این است که این شاخص‌ها برای فشار آوردن به تیم فروش طراحی نشده‌اند. بلکه هدف آن‌ها شفاف کردن نقاط ضعف و کمک به اصلاح مسیر است. 

 

جمع‌بندی 

بازاریابی تلفنی موفق، نتیجه تماس‌های زیاد نیست؛ نتیجه تماس‌های درست است. تله‌مارکتینگ زمانی واقعاً سودآور می‌شود که به‌جای فشار برای فروش، روی ایجاد ارتباط عمیق تمرکز کنید. و صدالبته به‌جای حدس و گمان، از داده و تحلیل کمک بگیرید. وقتی چنین نگاهی در شرکت شما حاکم شود، تماس تلفنیِ شما با مشتری دیگر به‌عنوان مزاحمت قلمداد نمی‌شود. بلکه تبدیل می‌شود به یک گفت‌وگوی حرفه‌ای و ارزشمند که واقعاً برای مشتری مفید است.

 

سوالات متداول

1. بازاریابی تلفنی برای چه کسب‌وکارهایی بیشترین بازدهی را دارد؟

کسب‌وکارهایی که فروش مشاوره‌ای دارند یا تصمیم خرید در آن‌ها ساده و لحظه‌ای نیست. 

2. تماس سرد هنوز هم جواب می‌دهد یا کاملاً منسوخ شده است؟

تماس سرد منسوخ نشده، اما تماس سردِ بدون هدف و بدون شناخت مخاطب دیگر جواب نمی‌دهد. اگر تماس سرد با اسکریپت حرفه‌ای، زمان‌بندی درست و تمرکز روی کشف نیاز انجام شود، همچنان می‌تواند یکی از ابزارهای مؤثر تولید سرنخ باشد.

3. بهترین زمان برای تماس گرفتن در بازاریابی تلفنی چه زمانی است؟

بهترین زمان تماس به نوع کسب‌وکار و مخاطب بستگی دارد، اما اگر در ساعات کاری تماس می‌گیرید، معمولاً اواسط صبح (۱۰ تا ۱۲) و اوایل بعدازظهر (۱۴ تا ۱۶) بازدهی بهتری دارند. یادتان باشد بهترین ساعت تماس همیشه با تحلیل داده‌های تماس‌های قبلی و تست مداوم به دست می‌آید.

4. بدون تلفن ابری هم می‌شود بازاریابی تلفنی موفق داشت؟

در مقیاس بسیار کوچک شاید بله، اما بازاریابی تلفنی مدرن و حرفه‌ای بدون سیستم‌های پیشرفتۀ تلفنی ممکن نیست.    

5. چطور بفهمیم بازاریابی تلفنی ما واقعاً موفق بوده یا نه؟

با بررسی شاخص‌هایی مثل نرخ پاسخ‌گویی تماس‌ها، نرخ تبدیل تماس به سرنخ، نرخ تبدیل سرنخ به فروش و کیفیت پیگیری‌ها.

اشتراک گذاری مقاله:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از مقاله را مطالعه کرده اید